قدم سوم سوال 9 / آیا قدم های اول و دوم شما را برای قدم سوم اماده کرده اند ؟

در قدم اول با مفهوم بیماری اعتیاد روبرو شدیم.بیماری که تا اخر عمر مرا اسیر میکند و پیشرونده است چون روزانه وسوسه می شویم.
مزمن است چون اجبار پشت سر ما است .

  • جسمی : اجبار بمصرف و اینکه قابلیت مصرف را از دست دادیم
  •  روحی : خلأ روحانی و خودمحوری بیماری ماست و اینکه همیشه درون خود احساس پوچی و بی هدفی میکردیم
  •  روانی : وسوسه و اجبار و وجود نواقص شخصیتی

بخاطر عجز ها ، لغزش های مکرر ، اینکه هیچگاه عاقبت اندیش نبودیم و همیشه طبق یک فکر احمقانه ، فکر خودم و فراموش کردن بیماری ام همیشه اشفته بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود پس در برابر بیماری خود و مواد مخدر عاجزم

اقرار کردن باین که نااگاهی از بیماری و ناتوانی خودم باعث شد همیشه در جنگ باشم و زور بزنم ولی امروز اقرار میکنم از دست من کاری بر نمیاد و تسلیم میشوم فروتنانه اقرار میکنم مهدی ام معتاد
راهنما میگیرم و دست یاری دراز میکنم
با صداقت تمام تا در نقطه تسلیم باشیم

در قدم دوم
دریچه افکارمان را باز گشودیم و گوشی شنوا ، دست یاری دراز کردیم که راهنما ، دوستان بهبودی به من کمک کنید.
لیست کارهای بی عقلانه ام ، انهمه خودمحوری که کردم در زندگی ، وجود ترس و خودمحوری و انهمه تصورات باطل و سیاهی که در ذهن من بود زندگی مرا به یک چرخه مصرف بسوی مرگ تبدیل کرده بود.
پس اقرار باینکه فکر بکر من بزرگترین دشمن من بوده و حاصل اعتماد بخودم فقط بدبختی بود.
باور میکنیم نیرویی برتر از خودمان کمک میکند پاک بمانیم بطور صحیح با مشورت زندگی کنیم.

لازمه اول ،
پس وقتی با اقرار اول بیداری حاصل شد باین درک میرسم اگاهی ندارم ، نادان و ناتوانم و ابزار لازم ندارم ، درخواست فروتنانه کمک میکنم چون من تا عاجز نشوم تسلیم نمی شوم و چیزی و واگذار نمی کنم.

لازمه دوم
باور جدید ساختن و اعتماد به نیروی برتر از خودمان ، نیرویی که کمک کرد از مواد پاک بمانم از فکر خراب و قدرت وسوسه و اجبار من قوی تر است و قابل اعتماد ، پس با روشن بینی راه نرفته را مردود نشماریم
وقتی به بقیه جواب داد بمن نیز جواب می دهد. این اعتماد با درک نشانه های حضورش در زندگی حاصل می شود
پاکی ، تعادل ، زندگی ، دیگر سرمان پائین نیست و زندگی اشفته بی تعادل غیر قابل اداره و تحمل امروز نیست.
پس لازم است باور کنیم که این نیرو می تواند بما کمک کند و بین وسوسه بیماری و اقدام ، حائل باشد
از سر راهش کنار برویم و از او درخواست و دعوت کنیم.
به واسطه مشورت با راهنما
حضور در جلسات و دعا کردن و همیشه یادم باشه
1) من بیمارم و عاجز و ناتوانم از کنترل و اداره زندگی
2) فکر من دشمن منه ، همه چیز و نمیدونم و
3) کارگردان زندگی خداست و من بازیگر
از سر راهش برم کنار

اقرار کردن در نتیجه به پذیرش نزدیک می شویم تسلیم میشویم تا نیرویی که باو باور اوردیم که با مشورت با نیرویی برتر زندگی ما بهتر می شود اکنون اعتماد کنیم ، با درک عجز و نادانی و اراده شخصی سکان زندگی را باو واگذار کنیم ،

در قدم سوم علاوه بر این ، وقتی اعتماد ما به ایمان تبدیل شود ، تسلیم ما عمیقتر شود ” تمایل ” پیدا میکنیم تا طبق روال برنامه تصمیم بگیریم تا خدا ما را از زیر غل و زنجیر ترس رها کرده تا ازاد و بی نیاز از وسوسه و فکر خراب و …. ، حرکت کنیم.
با تمایل ، از اراده شخصی دست بر داریم
در قدم سوم تمایل ، اعتماد ، ایمان و تسلیم اصول روحانی هستند.

4.2/5 - (13 امتیاز)

مطلب پیشنهادی

سوال 8 قدم 1 راهنمای کارکرد قدم - آیا اخیرا شخص، مکان و یا چیزی من را وسوسه کرده است؟ اگرجواب مثبت است آیا این حالت روی روابط من با دیگران تاثیر گذاشته؟ به چه صورت دیگری این وسوسه از لحاظ جسمی، معنوی، روحانی و احساسی بر من اثر گذاشته است؟

سوال 66/ قدم1 راهنمای کارکرد قدم چرا برای ادامه بهبودی لازم است بیماریم را بپذیرم؟

به این علت که هر چقدر از زمان پاکی من میگذرد بیماری من هم رشد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *